خبر ی که امروز دارم هرچند مدتی از آن می گذرد و به قولی کهنه شده اما بد نیست که ان دسته از افراد که آن را نخوانده اند مروری به ثروتمندان این مرز و بوم داشته باشند
ثروت از جمله کلمه هایی است که هرگاه به گوش کسی به خورد به قول معروف گوش را تیز می کند و هر خبری که از یک ثروتمند در بین مردم رواج یابد توجه بسیاری را به خود جلب می کند در کشور ما ایران ثروتنمندانی وجود دارند که ثروتشان ناشناخته است به سراغ ثروت معنوی نمی رویم زیرا بازار پر رونقی ندارد بحث امروز از ثروتی سخن دارد که پای اسکناس را در میان دارد کاغذی که ارقام متفاوتی دارد اما از یک قدرت واحد برخوردار است
ثروتی را که مورد نظر ماست در دستان مردان و یا زنانی قرار دارد که در نگهداری آن ید بیضا دارند خیلی ها دلشان میخواهد که جای این افراد باشند و بعضی ها هم که می دانند چنین نخواهد شد موجودی این افراد را از راه نا صواب می دانند و علت عدم دسترسی همگان بر این گوهر همه پسند را عواملی میدانند که ریشه در نزدیکی به حکومت دارد به زبانی ساده هرکه با بزرگان بنشیند بزرگی نصیبش می گردد همواره عدم برداشت صحیح از ثروت از دو سو ناشی می شود یکی اینکه فرد دارا هیچ تمایلی به افشای اموال خود ندارد و به طبع مایلی هم به شرح ماجرای ثروت اندوزی و شکافتن راه و روش کسب این ثروت نمی پردازد به قولی در جایی که همه یک طرفه بر این باورند که ثروت این افراد از راه سالم به دست نیامده این بندگان خدا چگونه در چنین میدانی از تهمت می توانند از خود بگویند دوری از قضاوت صحیح باعث می گردد که این افراد نیز از عوام دوری گزینند همین دوری گزیدن ها دامنه شایعات راجع را بیشتر می کند و علت دیگری اینکه گروهی وجود دارند که همواره به رغم اطلاع کافی از حقیفت امر هم چنان به شایعات دامن زده و همه ثروتمندان را به یک چوب میزنند و با ارتعاش شایعات و دامن زدن به شنوده های خود تلاشی وسیع در تحریف حفیقت می کنند به همین سبب تا زمانی که این دو دلیل وجود دارددر درک اینکه ثروت مند کیست و چگونه این ثروت اندوخته شده تناقضاتی را شاهد خواهیم بود .
امروز در بین مطالب وب که کمی هم قدیمی شده جمله ثروتمندان ایرانی کیستند نظرم را جلب کرد کلیک کردم و آن را گشوده و سپس خواندم شایید کمی در شرح واقعیت ها اقراق شده باشد و شاید هم از بیان پاره ای چون و چرا ها کاستی هایی در میان باشد قضاوت را به خواننده واگذار می کنم زیرا بر این باور شده ام که خوانندگان بهتر از نویسنده قضاوت می کنند به دور از اینکه کدامیک ثروت بیشتری دارند واین ثروت به عیر از منغعت شخصی در آبادانی کشور عزیزمان ایران نقش بسزایی دارد و عدم وجود این افراد چه تاثیری در بازار و رونق اقتصادی ایفا می کند شما را دعوت به خواندن می کنم و قضاوتش به خودتان وا می گزارم و تنها یک سوال می پرسم
در بین این افراد جای اسم چه کسی و به چه دلیل خالی است ؟
لازم به ذکر است مقذمه این مطلب به توسط مدیر وبلاگ مردان ساراول و عکس و شرح مطلب ذیل از http://www.peymane.ir برداشت شده است
- علاء میرمحمدصادقی: الان 79 سال دارد و
متولد اصفهان است. کسی که همه او را بهعنوان پدر گچ و سیمان کشور
میشناسند.
- سید حمید حسینی: حضور اشخاصی مثل صفایی
فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.
- محسن خلیلیعراقی: مدیرعامل شرکت بزرگ
بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.
4- شاهرخ ظهیری: حتما لااقل یکبار سس های
او را تجربه کردید، به او سلطان سس هم می گویند ؛ پیشگام صنایع غذایی در
کشور و بنیانگذار کارخانههای مهرام است.
5- مهدی جاریانی: هربار که حمام بروید یا
دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید. جاریانی متولد تهران
است و 62 سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی
پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه
دارد.
6- علینقی خاموشی: متولد تهران است، اما چه
کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟
7- اسداله عسگراولادی: همین یکی –دو هفته
قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده
بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده
اند.
8- فاطمه مقیمی: اهل رشت است. به روسری و
مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به
دست خانم رئیس دوخته شده است.
9- محمد مهدی رئیس زاده: مشهدی 52 ساله
انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه
صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی
صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس
هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان
ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره
شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و... .
10- احمد امیراحمدی: 71 ساله است، اما خیلی
جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش
را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول
خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! کشتیگیر قدیمی با گوشهای شکسته که
بهعنوان پدر سرب و روی کشور شناخته میشود اهل تهران است.
11- تقی بهرامی نوشهر: فکر نکنید چون شهرتش
به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین
اذریش خواهید شد.
12- محمد صدر هاشمینژاد: از مؤسسان اولین
بانک خصوصی کشور و رئیس هیأتمدیره همان بانک، مدیر عامل شرکت توانمند
ساختمانی استراتوس، کسی نمیداند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه
ساختمانسازی و بازرگانی از بزرگان به شمار میرود. صدر هاشمی متولد 1329
در شهر کرمان است. 
14- علی شمس اردکانی: مدیرعامل یک شرکت
بزرگ خودروسازی و از فعالین بنام صنعت خودروسازی خصوصی در کشور. سوابق
اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند خط تمام آنها را گفت. رئیس مجمع
ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو هیات مدیره بانک مسکن در امور
بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرمایه گذاری و
تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و
صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی
ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم و.... شمس اردکانی متولد 1322 در
اصفهان است.
15- عباسعلی قصاعی: از بازماندگان خاندان
بزرگ سرمایهدار قصاعی و از بزرگترین فعالان صنعت چینی در کشور است. به
سال1326 در نطنز به دنیا آمده و تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن
بازار ثبت کرده است. قصاعی 63 ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی
زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی
ایران است.
16- محسن بهرامی ارض اقدس: از مدیران ارشد
حیات نو و مشاور شهردار تهران را در کارنامه اش دارد.
17- احمد پورفلاح: از اقتصادی های خوش تیپ
«خیر» به شمار می رود. متولد کرج است و حالا 65 ساله شده. مدیرعامل شرکت
بزرگ تأسیساتی سکو ایران است علاوه بر این عناوینی چون: قائم مقام رئیس
هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو
شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه خیریه محک و... را نیز یدک می کشد.
18- مسعود دانشمند: 61 سال دارد و اهل
زاهدان است. دارنده یک شرکت بزرگ حمل و نقل دریایی است. اما شاید دوستی اش(
با وجود کراواتی که همیشه به گردن دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش
باید ذکر شود. البته از دور دستی هم بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری
و سفر و... دارد!
19- هوشنگ ادهمی: همشهری روسای اتاق های
ایران و تهران است، یک زنجانی 58 ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای
خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت
توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش
دارد.
20- اکبر برادر هریسچیان: تبریزی 70 ساله
است. فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟ در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد
به نام هریس، شاید نام فامیلش را از آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر
در ایران فرش تبریز مشهور است، در تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن
صاحب نام است.
21- محمدرضا بهرامند: تهرانی 61 ساله، بی
مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های:
تولید و فراوری مواد معدنی ایران، گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک،
فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر
عامل و عضو هیات مدیره: فرامز تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر،
معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری
بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری
توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... .
22- مهدی پورقاضی: دوباره نوبت به اصفهانی
ها رسید، اینبار یک اصفهانی 53 ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت
نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز تهران.
23- احمد ترک نژاد: درست 50 ساله است.
متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال های قبل بوده و از اقتصادیان
امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان گره خورده، عناوینی مثل:
مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت تجاری بین
المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سیستم های حمل و نقل
راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان اینترنشنال، عضو هیات مدیره
شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در کارنامه دارد.
24- محمدرضاجابر انصاری: 61 ساله، اهل
تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه
صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان، ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری
صنایع ایران، سرمایه گذاری ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی
سه ام، بار آهن سپاهان، آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان،
عضو موسس شرکت های عام و تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک
کارآفرینان، فروسیلیس ایران، بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و...
را یدک می کشد.
25- غلامرضا حمیدی انارکی: بالاخره نوبت به
سمنان هم رسید، 66 ساله است و عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو
هیات مدیره شرکت سرب و روی، مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان
آرا، تولید و فراوری مواد معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد
نسوز بیرجند، مدیرعهامل تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون
معادن اتاق ایران و... را یدک می کشد.
26- محمدرضا حیدری: درست 60 ساله شده است،
کردی از خطه کرمانشاه، رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و
خوزستان و 50عضویت در هیات مدیره بیش از 50 شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه
دارد.
27- مسعود خوانساری: بازهم یک اصفهانی، 56
ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .
28- جمشید عدالتیان شهریاری: 55 ساله و
اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر، تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و
مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست منطقه 7 کمپاس بین الملل، رئیس هیات
مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی پدیده دیناوند است.
29- فرهاد فزونی: تهرانی 63 ساله مدیر عامل
و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.
30- توفیق مجد پور: تبریزی 60 ساله، رئیس
هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است. 
پژوهشگران آمریکایی از چند دانشگاه که این بررسی را انجام دادهاند میگویند این یافته ممکن است به درک بهتر افراطیترین رفتارهای مربوط به طرد عاطفی مانند دنبال معشوق افتادن، قتل و خودکشی کمک کند.
آنها از شیوه تصویربرداری "امآرآی کارکردی" استفاه کردند تا فعالیت مغز را در 15 زن و مرد در سن رفتن به کالج که اخیرا دچار شکست عاطفی شده بودند، اما میگفتند هنوز طرف مقابلشان را به شدت دوست دارند، مورد بررسی قرار دهند.
میانگین مدت زمان از هنگام شکست عاطفی و وارد شدن به این بررسی 63 روز بود، و این افراد در یک مقیاس ارزیابی روانشناخیت به نام "مقیاس عشق پرشور" نمرات بالایی گرفتند، و همه آنها گزارش کردند که بیش از 85 درصد وقتشان را به فکر کردن به معشوق سابقشان میگذرانند و آرزوی بازگشت او را دارند.
هنگامی که از این افراد خواسته شد به یک عکس از معشوق سابقشان نگاه کنند نسبت به حالتی که به عکس یک فرد آشنای "خنثی" مثلا همکلاسیشان نگاه میکردند، فعالیت بسیار شدیدتری در چندین ناحیه مغز مشاهده شد.
این افزایش فعالیت در در این نواحی مغز دیده میشد:
1"ناحیه تگمنتال قدامی" در ساقه مغز که مسئول کنترل انگیزش و پاداش است و میدانیم در عشق رومانتیک نقش دارد.
2"هسته آکامبنس" و "قشر حدقهایپیشانی/پیشپیشانی مخ که در جستجوی مشتاقانه و اعتیاد نقش دارد.
3"قشر اینسولر" و "قشر سینگولیت قدامی" مخ که در درد و ناراحتی جسمی نقش دارند.
اما برای این افراد دلشکسته جای امیدواری هست. این پژوهشگران دریافتند که هر چه مدت بیشتری از زمان طرد عاطفی بگذرد، فعالیت کمتری در ناحیهای از مغز که در دلبستگی دخیل است (پوتامن/پالیدوم قدامی راست)T مشاهده میشود.
به علاوه فعالشدن بخشهایی از مغز در نواحی که مسئول ارزیابی مجدد موقعیتهای عاطفی مشکل و بررسی سود و زیان هستند، رخ میداد.
به گفته این پژوهشگران این یافته بیانگر آن است که افرادی که دچار طرد عاطفی میشوند سعی میکنند تا این موقعیت مشکل را دریابند و از آن درس بگیرند، که در واقع یک پاسخ سازگارشدن با شکست عشقی است.
پژوهشگران که نتایج بررسیشان را در در شماره ژوئیه ژورنال نوروفیزیولوژی منتشر شده است، میگویند اشتیاق در "عشق رومانتیک" یک حالت انگیزشی معطوف به هدف است و نه یک عاطفه خاص. (قابل توجه مهندس ....... که یادم می آید قبل از ازدواج نظریه موافق این مطلب را داشت و بعد از ازدواج خلاف جهت این نوشتار )
سلام بر همه دوستان
مدتی بود که نمی توانستم به این وبلاگ سر بزنم یک پروژه ساختمانی در دست داشتم که پایان یافت در شهرستان شیراز بودم
یک دو نفر از ساراول و سی و هشت نفر هم از بیرون به وبلاگ سر زده بودند چند باری هم یک نفر که خوب میشناسمش جهت هک این وبلاگ سر گوشی به آب داده بود چیری گیرش نیومد چون چیزی که باب میل او باشه به دست نیاورد
بگذریم بریم سر اصل کار
در یکی از کار هایم که نصب دیوار پوش بود با یک مهندس جوان برخوردم که از مهندسی صنایع چیز هایی می گفت که در طی مدتی که با دوستان صنایع بودم مطالب اینچنینی نشنیده بودم بعد از اینکه خستگی کار از تن بیرون شد برایتان آن مطالب را که یادداشت کرده بودم خوام نوشت حالا تا یادم نرفته بگویم که چهار پیام برام رسیده که خارج از این وبلاگ است و نویسندگان دلیل ارسال ان را به مکانی خارج از ایم وبلاگ همان هک مردان ساراول بیان نموده اند که من تصور انان را چندان جدی نمی گیرم گیرم که چنین هم باشد این وبلاگ نه برای کسی درد سر آفرین است و نه قصد توهین به کسی را دارد که از وجود ان نگرانی به پا خیزد و اما پاسخ ان دوستان را گذشته از اینکه ارسال نمودمن اما از آنجاییکه موضوع به این محل مربوط می شود در اینجا به بخشی از آن میپردازم تا برای آن دوستانی که تا این مرز تفکر دارند چیز هایی روشن شود
خطاب به دوستی که کامنت باشد تا صبح دو.لت بدمد را نگاشته بودند
صبح دولت همه روزی میدمد زیرا خاصیت شب این است که پس از ان صبحی روشت در پیش دارد
دوم اینکه بابا جان من جایی نرفتم و از کسی هم قهر نکردم من همچنان به مدیرت عامل تماس دارم ایشان از نطر من مدیری توانا و یک ایرانی به تمام معنا می باشند رفتن من از ساراول تنها به یک دلیل بود ان هم منفعت شخصی من بود و نه قهر و نه چیز دیگری
کامنت بیا و ببین
من به خوبی میدانم که پر سنل ساراول بهترینند و اگر یک دو نفر روزگار انان را بد اخلاق کرده به زودی تعییر رویه می دهند و مثل بقیه کرداری انساندوستانه به خود می گیرند اون مطلب که نوشه شده به هیچ کس آسیبی نمی رساند و اگر چنین باشد من ان را به رویت دیگرا در نخواهم آورد
کامنت یاد تاک
چند بار با تاک تلفنی صحبت داشتم علت رفتنش را باور کنید که نمی دانم حتی از او هم نپرسیدم تا ک باید این جهان تاسیسات بیشتر و در جایی دیگر هم تجربه کند مگر زندگی فقط در ساراول است یادم می آید اولین بار که پا به ساراول گذاشتم یکی از پرسنل قدیمی گفت هرکس که می تواند از ساراول برود باید برود زیرا در این دانشگاه درسش تمام شده و اگر کسی نرفت معلوم است که واحد هایش را پاس نکرده است
کیبرد مرموز
سرکار خانم ... و .... به اطلاع هردوی شما میرسانم بله صحت دارد نرم افزر های هستند که جاسوسی کیبرد می کنند و هرچه را که تایپ می شود به اطلاع هکر می رسانند به قول خودتان این وبلاگ هم از چندین جاسوس هایی برخوردار است از نظر من ایرادی ندارد بگذار هر کس که هرچی که می خواهد از این و.بلاگ برداشت کند به قولی نوش جانش شما هم اگر خیلی از این بابت نگرانی چیزی ننویسید تا از نگرانی بیرون شوید
از مهندس قاریزاده خبری ندارم دوستی من و ایشان بعد از خروج من از ساراول تا یکی دو هفته ادامه داشت اما بعد از ان نیز مثل بعضی از دوستان دیگر کمی رو به سکوت گراییده است
و در پایان
شادی
و نشاط و توفیق را برای همه شما خواهانم حتی آن دوستانی که از وجود من کمی دلخور هستند به آنان نیز نوید شادی می دهم حتی کسانی که بی اجازه به اینجا سرک می کشند و بر این باورند که کارشان از دید من مخفی می باشد برای این دوست نیز شادی و موفقیت در کارش را خواهانم