در یک تصادف دو ماشین باهم برخورد کردند ، تصادف به حدی شدید بود که هردو ماشین ها به شدت آسیب دیدند .اما هر دو راننده معجزه آسا جان سالم بدر بردند. آنها به سرعت از ماشین هایشان که اکنون به تلی از اهن قراضه تبدیل شده بود بیرون جستند ،
خانم نگاهی به ماشینش کرد و دید که به قولی بیچاره شده است نگاهی به راننده ای که مثل خودش از این ماجرا جان سالم به در برده بود کرد و با هیجان گقت آه چه جالب شما یک مرد هستید، یک مرد واقعی با آنکه همه چیز داغان شده است ولی ما کاملا" سالم هستیم . باید این نشانه ای از یک شانس برای هر دوی ما باشد که اینگونه با هم ملاقات کنیم و اگر موافق باشید می توانیم از این تصادف نتیجه خوبی عاید هر دوی ما بشود و یا اینکه ماشین هایمان به کلی از هم پاشیده شده اما این عمل می تواند به نوعی هر دوی ما را به هم متصل کند و نتیجتا منجر به یک زندگی مشترکی با با صلح و صفا بین من و شما شود ! مرد که اینگونه شنید عصبانیتش فروکش کرد به خصوص وقتی از زبان ان زن کلمه یک مرد واقعی را شنید بود به همین سبب با هیجان پاسخ داد:بله ، شما کاملا" درست میفرمایید شاید این وسیله ای باشد باب آشنایی که سالها به طول بیانجامد این می تواند نشانه ای از طرف خدا باشد ! سپس
زن ادامه داد و گفت : ببینید یک معجزه دیگر. ماشین من کاملا" داغان شده
ولی این شیشه مشروب سالم مانده است .مطمئنا" خدا هم خواسته که این شیشه مشروب اینگونه
سالم بماند تا هردوی ما به پاس این آشنایی شادی مان را تکمیل کنیم و جشن بگیریم. بعد زن بطری را به مرد داد . مرد سرش را به علامت تصدیق تکان داد و در بطری را باز کرد و نصف شیشه مشروب را یک ضرب نوشید . با انگشتانش دور لبش را ژاک کرد و شیشه مشروب را به زن برگرداند .زن بلافاصله بطری را به مرد برگرداند. مرد گفت: مگر شما نمی نوشید؟! زن در جواب گفت: نه . فکر می کنم باید منتظر پلیس باشم.