پاسخ به کامنت ها
پاسخ به کامنت کاش اول یک تعریف ازشخصیت میکردید تا معلوم شود حیطه بحثتان چیست ! 88.11.29 //
و اما شخصیت
شخصیت آن برداشتی است که از رفتار و تفکرات ما ناشی می شود همین اعمال است که به دیگران اجازه نظر اعطا می کند و ما نمی توانیم مانع از این ابراز نظر هاگردیم .
ما این رفتارها را از کودکیمان با خود یدک می کشیم و در زیر البسه ساده یا کت و شلوار و کراوات یا مانتو خصوصیاتی را پنهان داریم که گاه از وجود ان بی خبر و یا ناراحتیم این صفات با ما رشد کرده است همچون عضوی خارجی و یا داخلی ما حاصل حمل این بود و نبود های گذشته می باشیم که با ارابه توانمان تا اینجا پیش امده ایم.
به هنگام نوشیدن و استراحت هایمان و یا خنده و اخم و تشرها یمان است که از خود حالاتی را به نمایش می گذارم که درجمع بندی آنها شخصیتمان در نزد عوام شکل معنی میابد و آنان این حالات را شخصیت مینامند .
شخصیت معنی واحدی ندارد و حالات و رفتار هر انسانی در واقع سفیر ی از دولت شخصیت اوست که اکنون مشاهده می کنیم .
گاه انسان در ابراز یک شخصیت همگان پسند راه خطا را در پیش می گیرد هر چند که این عمل نیز نوعی شخصیت او محسوب می شود اما این افراد دانسته و آگاه قالبی جدا از آنچه که هستند رامهیا نموده و رفتارهای افکار فریب را جایگزین تینت اصلی می دارند این افراد باایجاد شخصیت کاذب همانند ویروسی می باشندکه در پشت یک تصویر زیباپنهانند و به دنبال قربانی خود می گردد.
هوش چندانی لازم نیست تا دریابیم که ما و آنها در کجای این صحنه گیتی بسر مبریم آیا دستخوش عاداب و سنن قدیم با لایه های انسانی هستیم یا در بند قالب اهریمنی با کراواتی شیک نصب شده بر روی یقه پیراهن.
******عید قربان را به شما وخانواده محترم در همان روز عزیز تبریک گفم از اینکه ایمیل به دستتان نرسیده بخشش میطلبم
****** به دوست عزیم که مطلبی با نام زندگی بیش از شهرک دانش است بگویم
به درستی همان است که می گویی اما به یاد داشته باشیم که ساراول بخش اعظمی از گذشته ما محسوب می شود و نمی توان آن را در مابقیه زندگی دخیل ندانست.
در پاسخ به پرسشت در خصوص مهندس تاک بگویم که از حسین تاک چندان باخبر نیستم اما میدانم که او ازریشه ای قوی بر خوردار است مراتب موفقیت را به شرطی که خودش میداند در پیش خواهد داشت گاهی کامنت های زیبایی از او در اینجا می بینم در حال حاضر این کامنت ها تنها ارتباط من با ایشان می باشد .
******. . سر کار خانم ... باور بفرمایید که در شیراز بودم و نمی توانستم پاسخ شما را بدهم بله وبلگی که گفتید وبلاگ شخصی من است و تمایل خودم بود که آقای........ آدرس آن را به شما بدهد .
******دوست عزیزم کمی به دور از انصاف است که اینگونه قضاوت کرده ای من شما را میبخشم و میدانم که آنچه که بیان داشته اید روزی باعث ندامت خودتان میگردد یک مطلب از شعر مولوی در وصف کردار شما دارم که بعدا آن را خواهم نوشت . خدا آگاه است که من نیز از خروج این فرد ناراحت شدم .
به نظرم این شعر را الهه خوانده باشه نمی دونم چرا خواستی آن را اینجا درج کنم به پاس اینکه این علاقه این هم شعر خودت.
می خوام که دل به دریا بزنم یه سینه حرفو یک جا بزنم
چرا کسی نمیگه به من عشق و امیدم به کجا رفته
شبها که یکه و تنها بمونم با غصه ها تو دنیا بمونم
به کی آخه می تونه بگه اون که پشیمونه چرا رفته
فردا دوباره پاییز میشه باز دلش از غصه لبریز میشه باز
ای آسمون بهش بگو پشیمون میشی
به سوز عاشقی قسم که دلخون میشی .
******خدمت دوست عزیز با کامنتی به نام gad
قول می دهم با کمی تغییر در ابیات آن بخشی را که مفید است به رویت دیگر دوستان در آورم.
از اینکه در افزایش تولیدت تغییراتی رخ داده دلگیر نباش از دیر باز تا کنون چنین بوده آن را به فال نیک بگیر.
بار دیگر مطلب مورد نظرت را بگو چون چیزی از آن را به یاد نمی آورم .
******خدمت دوست عزیز در واحد ........
از اینکه سازنده چنین سنسوری هستی خوشحال هستم موضوع شما را به مدیران بالا تر اعلام نمودم و یادت باشد که این وبلاگ تنها ب شخص یا مدیر خاصی تعلق ندارد و نام مردان ساراول فقط به بزرگان ختم نمی شود.
به لینکی که داده بودی سرزدم خوشحال می شوم از شما کارهای جدید را شاهد باشم.
در پایان با شعری از مولوی به صفحه اصلی باز میگردم .
خوب خوبی را کند جذب این بدان
طیبات و طیبین بر وی بخوان
در جهان هر چیز، چیزی جذب کرد
گرم،گرمی را کشید و سرد، سرد
تلخ با تلخان یقین ملحق شود
کی دم باطل قرین حق شود
ناریان ، مر ناریان را جاذبند نوریان مر نوریان را طالبند
نوشته شد88.12.02 ایزد یکتا یارتان